الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
15
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
مُذْكِر : زنى كه فرزند پسر زائيده . مِذْكَار : زنى كه عادتا پسر مىزايد . ناقة مُذَكَّرَة : مادينه شتر درشت اندام كه به شتر نرينه شبيه است . سيف ذو ذُكْر : شمشيرى كه آبديده و تيز است كه تشبيهى است به برّندگى و قدرت كارى آن . مُذَكَّر : شمشيرى است كه به همان درشتى تشبيه شده است . ذُكُور البَقْل : سبزى خودرو و پر بار . ذكو : ذَكَتِ النَّارُ تَذْكُو : آتش روشن و افروخته شد . ذَكَّيْتُهَا تَذْكِيَة : آن را افروختم . ذُكَاء : اسمى است براى خورشيد . ابن ذُكَاء : يعنى صبح و پگاهان ، براى اينكه گاهى صبح ، فرزند خورشيد تصوّر مىشود چون مولود و نتيجه طلوع آن است و لذا صبح را - ابن ذكاء - ناميدهاند و گاهى صبح مانند پردهدار و پيشقراول خورشيد تصوّر مىشود از اين جهت آن را - حاجبُ الشّمس - نامند . ذَكَاء : سرعت درك و تيز فهمى است چنان كه مىگويند : فلان هو شعلة نار : يعنى او مانند فروزشى و اخگرى از آتش است . ذَكَّيْتُ الشَّاةَ : گوسفند را ذبح كردم . حقيقت - تذكية : خارج كردن حرارت طبيعى و غريزى از مذبوح است . ولى واژهء - تذكيه - در شرع ، باطل كردن و هدر دادن حيات به هر وجهى از وجوه است . سلب حيات و زندگى از موجود جاندار و بر اين اشتياق يعنى بيرون كردن حرارت غريزى از موجود جاندار ، واژههاى - خامد و هامد يعنى سرد شده در ميّت و - هامدة - يعنى سرد و خاموش در بارهء آتش و - هامدة - در مرد او ، آن معنى را روشن مىكند